شنبه 2 آذر 1398

چگونه فرزندمان را کارآفرین بار بیاوریم
نویسنده خبر : مدیر سایت    
دوشنبه 3 تیر 1398
    
تعداد بازدید: 312
    
زبان : فارسی
         
دسته بندی : عمومی
    
تاریخ درج خبر : 1398/4/3

من به عنوان مدیرعامل یک شرکت فناوری درحال رشد، مسئولیت‌های زیادی بر دوش دارم. مسئولیت تیم، مشتریان و سرمایه‌گذاران، همگی بر عهده من است. پس نهایت تلاشم را می‌کنم تا تضمین دهم که در حد امکان به نفع آن‌ها عمل می‌کنم. 

با این حال، این مسئولیت‌ها در مقایسه با نقش پدری‌ام هیچ به حساب می‌آیند. هر کسی تعطیلاتش را به نحوی می‌گذارند و تعطیلات من صَرف رسیدگی به خانواده‌ام و کمک به رشد آن‌ها می‌شود.

مهم‌ترین وظیفه من در زندگی این است که کاری کنم پسرم در آینده به مردی درستکار، وفادار و شجاع تبدیل شود اما در دنیای امروزی، این کار فقط گفتنش آسان است.

زمانه دارد تغییر می‌کند

جهان از زمان کودکی من، یعنی اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 به‌شدت تغییر کرده‌ است. جامعه کنونی ما نسبت به گذشته خیلی با فناوری‌های ارتباطاتی سروکار دارد و گیج‌کننده‌تر از قبل شده است. برای نسل‌های گذشته مسیر رسیدن به یک زندگی راحت و شرافتمندانه واضح به نظر می‌آمد. کافی بود سخت در مدرسه تلاش کنیم، به دانشگاه برویم و بعد در شرکتی که برای مدتی طولانی از ما حمایت می‌کرد یک کار خوب پیدا کنیم. اما الان دیگر اوضاع طور دیگری شده است.

اکنون والدین دیگر نمی‌توانند مطمئن باشند وقتی فرزندشان بزرگ شد، بتواند راحت و بدون مشکل مسیر خودش را در دنیا پیدا کند و موفق شود. برای اینکه بتوانید در دنیای پررقابت و گاهی پرهرج‌ومرج امروزی به موفقیت برسید، باید اراده، هوش و روحیه کارآفرینی قوی داشته باشید.

اگر بتوانیم این ارزش‌ها را از سنین کم در فرزندانمان تقویت کنیم، در آینده خیلی به نفعشان خواهد بود. در زیر به چند مورد از روش‌هایی اشاره کرده‌ام که والدین می‌توانند به کمک آن‌ها ذهنیتی کارآفرینانه در کودکشان به وجود بیاورند:

برای آن‌ها الگوی خوبی باشید

یادم می‌آید هر وقت من یا یکی از خواهر و برادرهایم حرف نامناسب یا نابجایی از دهانمان می‌پرید، مادرم همیشه می‌گفت «بچه‌ها همه حرف‌ها را ضبط می‌کنند». او با این جمله می‌خواست به یاد خودش و پدرم بیندازد که بچه‌ها همه چیز را می‌فهمند و تکرار می‌کنند. به همین خاطر است که می‌گویم پدر و مادرها باید ارزش کارآفرینی را در خانه بازگو کنند.

خود من هم به عنوان یک کارآفرین خیلی تعجب می‌کنم که پسرم چقدر از رفتار من تقلید می‌کند. او فقط شش سالش است اما همیشه وقتی با مشکلی روبه‌رو می‌شود برای حل آن «برنامه‌های کسب‌کار» طراحی می‌کند. او دقیقاً می‌داند چطور باید مذاکره کند و همیشه در عوضِ چیزهایی که می‌خواهد ارزشی برای مبادله با ما ارائه می‌کند.

البته لازم است بگویم حتماً نباید بنیان‌گذار یک استارتاپ یا صاحب کسب‌وکاری کوچک باشید تا بتوانید برای فرزندتان الگوسازی کنید؛ هر چه نباشد کارآفرینی یک استعداد است نه یک شغل. سخت‌کوشی، اراده و خلاقیت، اجزای اصلی روحیه کارآفرینی هستند. والدینی که می‌خواهند این ارزش‌ها را به فرزندانشان القا کنند، باید آن‌ها را در رفتار و اعمال خودشان نشان دهند؛ مثلاً برای حل‌کردن مشکلات از راه‌حل‌های خلاق استفاده کنند، هنگام شکست، روحیه مثبت خود را حفظ کنند، همیشه روی پای خودشان بایستند و خودشان شروع‌کننده کارها باشند.

از ابتدا مفهوم ریسک و پاداش را برایشان توضیح دهید

من همیشه اعتقاد داشته‌ام که برای درک ارزشِ سخت‌کوشی، ابتدا باید مفهوم اولیه ریسک و پاداش را بدانیم. پدران و مادران امروزی گاهی اوقات به‌اشتباه سعی می‌کنند در برابر ریسک از بچه‌هایشان محافظت کنند و در عین حال برای آن‌ها پاداش در نظر می‌گیرند. این روش اساس کار «والدین هلیکوپتری» است؛ روشی تربیتی که باعث پرتوقع بودن و بی‌مسئولیتی بچه‌ها می‌شود و به‌شدت مورد انتقاد گرفته ‌‌است.

والدین باید یاد بگیرند دست از «پناه دادن» به فرزندانشان بردارند و در عوض حس واقع‌گرایی را در آن‌ها تقویت کنند. به همین خاطر است که من و همسرم سعی می‌کنیم رابطه بین ریسک و پاداش را برای پسرمان پررنگ کنیم. این کار واقعاً مهارت می‌خواهد زیرا بین ریسک کارآفرینی و ریسک معمولی تفاوت‌های ظریفی وجود دارد. برای اینکه بتوانیم تفاوت بین این دو مدل ریسک را نشان دهیم و بین آن‌ها تمایز ایجاد کنیم، می‌توانیم به جای ریسک از واژه «ابتکار» استفاده کنیم. از نظر پسر من، ابتکار یعنی اینکه بتواند خلاق باشد و برای رسیدن به چیزهایی که می‌خواهد فعالیت کند. این کار، در عین حال یک ریسک هم هست؛ زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند در این فرایند موفق شود.

خلاقیتشان را تشویق کنید و ایده‌هایشان را جدی بگیرید

اگر سعی کنید یک بنیان کارآفرینی مستحکم برای کودکانتان ایجاد کنید، خواهید دید آن‌ها نیز شروع به خلق ایده‌های خاص خودشان می‌کنند و اکثر اوقات ایده‌هایشان خنده‌دار و عجیب‌وغریب است ولی هر کاری که می‌کنید، هیچ‌وقت نباید آن‌ها را ناامید کنید. ایده‌هایشان را جدی بگیرید؛ مهم نیست چقدر احمقانه یا خنده‌دار به نظر می‌رسند.

یکبار پسرم فرد کارتن خوابی را کنار خیابان دید و از مادرش پرسید چرا او همانطور بیکار آنجا ایستاده؛ بعد از اینکه برایش توضیح دادیم «بی‌خانمان» یعنی چه، یک ایده به سرش رسید؛ اینکه شرکتی برای غذا دادن به بی‌خانمان‌ها تأسیس کنیم و نامش را «تغذیه بی‌خانمان‌ها» بگذاریم.

ایده بزرگ او این بود که برای افراد بی‌خانمان غذا و پناهگاه تهیه کنیم و پولمان را در این زمینه سرمایه‌گذاری کنیم. او مخصوصاً می‌خواست به هر بی‌خانمانی در محله خودمان «صد دانه موز، یک تخت تاشو و یک میلیون پول بدهیم!»

ایده او هم تحسین‌برانگیز بود و هم مزخرف؛ اما من و همسرم حواسمان بود که به او نخندیم. برای ذهن یک کودک این ایده کاملاً منطقی به نظر می‌رسید. بنابراین او را تشویق کردیم ایده‌اش را دنبال کند فکر کند برای عملی کردن آن به چه مواردی احتیاج دارد. او خیلی زود فهمید موز دادن به بی‌خانمان‌ها خیلی راحت‌تر از تهیه چک یک میلیونی برای آن‌هاست.

بچه‌های امروزی اگر بخواهند در آینده از نظر اقتصادی موفق شوند، باید کارآفرین بار بیایند. درست است که اصول کارآفرینی در مدرسه به آن‌ها آموزش داده می‌شود اما روحیه کارآفرینی باید زودتر در آن‌ها شکل بگیرد تا این آموزش‌ها مؤثر واقع شوند.

این مقاله در 31 مارس 2017 در نشریه فوربز منتشر شده است

(کریس مایرز بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت BodeTree  و هم‌بنیان‌گذار شرکت BT Ventures است. آخرین کتاب او به نام Enlightened Franchisee اکنون در سایت آمازون به فروش گذاشته شده‌ است.)

 

از   1   رای
10

  نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید مدیر سایت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.