انتشار : شنبه 27 آبان 1402
5036 بازدید
برای بازرگان شدن در ایران باید چهار کار را به ترتیب انجام دهید. اول، بازار و کالایی را انتخاب کنید که تقاضا و حاشیه سود قابل دفاع دارد. دوم، از راه سامانه جامع تجارت درخواست کارت بازرگانی بدهید؛ این کارت را اتاق بازرگانی صادر میکند و پس از تأیید وزارت صمت معتبر میشود. سوم، کد اقتصادی، محل فعالیت، حساب بانکی و بقیه پیشنیازها را آماده کنید.
چهارم، پیش از اولین معامله، شرایط تحویل (اینکوترمز)، اسناد، روش پرداخت، حمل، بیمه و ترخیص را یاد بگیرید. کارت بازرگانی فقط اجازه ورود میدهد. سود یا زیان شما در ماههای بعد، از انتخاب کالا، شریک تجاری و قرارداد مشخص میشود.
این راهنما همه این مراحل را با نکاتی توضیح میدهد که مبتدیها معمولاً بعد از خطا یاد میگیرند همچنین پیشنهاد میکنیم پیش از آن به صفحه شغل بازرگانی چیست سر بزنید
بازرگان کسی است که کالا یا خدمت را برای سود از یک بازار به بازار دیگر منتقل میکند و ریسک این انتقال را میپذیرد. مالکیت کارخانه یا فروشگاه شرط نیست. در تجارت خارجی، معیار قانونی این است که با کارت بازرگانی و به نام خودتان کالا وارد یا صادر کنید.
فروشنده معمولاً کالایی را که از تأمینکننده داخلی خریده به مشتری نهایی میرساند. تولیدکننده چیزی میسازد و میفروشد. بازرگان بین این دو نقش میایستد و چند وظیفه دارد:
اگر از این ریسکها نمیترسید و حاضرید هر کدام را بشناسید، مسیر بازرگانی برای شما باز است.
تجارت خارجی غیرنفتی ایران در سال ۱۴۰۴ به حدود ۱۰۹ میلیارد و ۶۷۳ میلیون دلار رسید. بر اساس گزارش گمرک، از این مبلغ حدود ۵۱ میلیارد و ۶۵۷ میلیون دلار سهم صادرات غیرنفتی و حدود ۵۸ میلیارد و ۱۶ میلیون دلار سهم واردات بود. این رقم یعنی هر سال دهها میلیارد دلار کالا از مرزهای کشور رد میشود و بخش بزرگی از آن را بازرگانان مستقل و شرکتهای کوچک و متوسط جابهجا میکنند.
اما این عدد را با فرصت آسان اشتباه نگیرید. در بهار ۱۴۰۴ امارات، چین و ترکیه سه شریک اصلی وارداتی ایران بودند و رقابت روی همین مسیرها فشرده است. بازرگان تازهکار معمولاً با کالای پرتقاضا و رقابتی وارد میشود و حاشیه سودش زیر فشار میرود. راهحل، جایگیری در یک طاقچه مشخص است. کالای تخصصی، بازار ثانویهای که بزرگها به آن توجه نمیکنند، یا خدمتی که کنار کالا ارائه میدهید (مثلاً تأمین مداوم و پشتیبانی فنی) میتواند حاشیه سود را حفظ کند.
کالای مناسب کالایی است که تقاضای مستمر داشته باشد، قانوناً قابل واردات یا صادرات باشد، هزینه تمامشدهاش با قیمت بازار سود منطقی بدهد و بتوانید تأمینکننده معتبرش را پیدا کنید. این چهار شرط باید همزمان برقرار باشند. اگر یکی نباشد، بقیه ارزشی ندارند.
یک اشتباه رایج مبتدیها: بازرگان تازهکار قیمت فروش را از سایتهای خارجی یا از حرف یک فروشنده میپرسد و حاشیه سود را در ذهن حساب میکند. متخصصان برعکس عمل میکنند. ابتدا هزینه تمامشده را با تمام ردیفها مینویسند، سپس آن را با قیمتی مقایسه میکنند که خریدار واقعی حاضر است بپردازد. اگر فاصله این دو کم باشد، معامله را شروع نمیکنند.
فرض کنید فردی در شیراز قصد دارد لوازم کمپینگ از یک تأمینکننده آسیایی وارد کند. قیمت کالا در پیشفاکتور جذاب است. اما وقتی هزینه حمل، بیمه، حقوق ورودی، ترخیص و انبار را اضافه میکند، قیمت تمامشده از قیمت بازار داخلی خیلی دور نیست. این سناریو نشان میدهد چرا محاسبه هزینه تمامشده باید پیش از ثبت سفارش انجام شود. کسی که این محاسبه را دیر انجام میدهد، معمولاً سرمایهاش را در انبار قفل میکند.
کارت بازرگانی مجوز رسمی برای فعالیت تجاری در صادرات و واردات است و اشخاص حقیقی و حقوقی برای این کار به آن نیاز دارند. مبنای قانونی الزام به آن، قانون مقررات صادرات و واردات و آییننامه اجرایی آن (بهویژه ماده ۱۰) است. بدون این کارت، ثبت سفارش، ترخیص کالا به نام شما و ارائه اظهارنامه صادراتی امکانپذیر نیست.
مهمترین شرایط شخص حقیقی ایرانی اینهاست:
فهرست دقیق مدارک هر سال و هر استان ممکن است کمی تغییر کند، چون بعضی استعلامها اکنون سامانهای انجام میشوند و دیگر مدرک کاغذی نمیخواهند. هر مدرکی را از فهرست همین صفحه نپذیرید و قبل از پرداخت هر هزینهای، فهرست را از سامانه جامع تجارت یا اتاق بازرگانی شهر خود بگیرید.
اگر تنها فعالیت میکنید و حجم کارتان کوچک است، کارت حقیقی سریعتر و سادهتر است. اگر شریک دارید، قرار است سرمایهگذار وارد شود یا میخواهید مسئولیت را از شخص خودتان جدا کنید، ثبت شرکت و کارت حقوقی منطقیتر است. چند نکته قانونی درباره این انتخاب:
کارمندان تماموقت دستگاههای دولتی، افرادی که به دلیل جرم از برخی حقوق اجتماعی محروم شدهاند و ورشکستگان به تقصیر یا تقلب از دریافت کارت محروماند. اگر هرکدام از اینها درباره شما صدق میکند، پیش از اقدام مشاوره حقوقی بگیرید. بعضی گروهها مانند پیلهوران و مرزنشینان هم تحت ضوابط جداگانهای فعالیت میکنند که با کارت بازرگانی عادی فرق دارد.
کارت بازرگانی شما را وارد بازی میکند، اما هنوز چیزی نخریده و نفروختهاید. برای ادامه این پیشنیازها را آماده کنید:
اگر صادرکننده هستید، مجوزهای صادراتی، گواهی مبدأ، بستهبندی استاندارد و بازار هدف را هم به این فهرست اضافه کنید.
پنج موضوع فنی هست که هر بازرگان تازهکار باید قبل از اولین قرارداد یاد بگیرد. ناآشنایی با هرکدام معمولاً به ضرر مالی مستقیم ختم میشود.
اینکوترمز مجموعهای از قواعد استاندارد اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) است که مشخص میکند در یک معامله، هزینهها، ریسک و مسئولیتها در کدام نقطه از فروشنده به خریدار منتقل میشود. اگر این را در قرارداد ننویسید، اختلاف بعدی خیلی گران تمام میشود.
نسخه رایج و مورد استفاده اینکوترمز ۲۰۲۰ است. دو حالت متفاوت را در نظر بگیرید:
بسیاری از مبتدیها فکر میکنند در CIF تا رسیدن کالا هم ریسک با فروشنده است. این برداشت نادرست است و میتواند به ادعای خسارت بیپشتوانه منجر شود.
اسناد اصلی یک محموله شامل پیشفاکتور، فاکتور تجاری، لیست بستهبندی، بارنامه (Bill of Lading)، گواهی مبدأ و گواهی بازرسی در صورت نیاز است. هر ناهماهنگی بین این اسناد، مثلاً اختلاف نام، وزن یا مشخصات کالا، میتواند ترخیص را متوقف کند یا در اعتبار اسنادی باعث رد اسناد توسط بانک شود.
نکته عملی: پیشفاکتور را با دقت بخوانید. مشخصات کالا در پیشفاکتور، ثبت سفارش، فاکتور و بارنامه باید با هم یکی باشد. خطای یک حرف در نام کالا هم گاهی مشکلساز میشود.
روش پرداخت را با توجه به اعتماد بین طرفین و ضوابط بانکی روز انتخاب کنید. اعتبار اسنادی (LC) رایجترین ابزار امن است. فروشنده اطمینان دارد که در صورت ارائه اسناد مطابق شرایط، پول را میگیرد و خریدار اطمینان دارد که پیش از تحویل اسناد پولی نمیپردازد. اما هزینههای بانکی دارد و دقت زیادی در تنظیم میطلبد. پرداخت پیشپرداخت به فروشنده ناشناس ریسک بالایی دارد. تا تجربه کافی ندارید، سراغ محمولههای بزرگ با پیشپرداخت کامل نروید.
دریایی برای حجم و وزن بالا ارزانتر است ولی کندتر. هوایی سریع و گران است و برای کالای کوچک و ارزشمند مناسب است. زمینی و ریلی برای همسایگان و مسیرهای مشخص کاربرد دارند. بیمه را جدی بگیرید، چون خسارت حمل بدون بیمه به شما برمیگردد. بیمهنامه را هم با ارزش و شرایط واقعی محموله تنظیم کنید و همینطوری قبول نکنید.
ترخیص یعنی اظهار کالا، پرداخت حقوق ورودی، بازرسی احتمالی و خروج از گمرک. اگر اسناد و مجوزها آماده باشد، معمولاً روان پیش میرود. اما تأخیر روز به روز هزینه انبارداری و دموراژ (تأخیر کانتینر) میسازد. کارگزار گمرکی باتجربه در همین بخش ارزش خودش را نشان میدهد.
مسیرهای اصلی سهتاست: نمایشگاههای تخصصی، پلتفرمهای تجاری معتبر و شبکه اتاقهای بازرگانی. هر کدام مزیت خودش را دارد، ولی هیچکدام جای راستیآزمایی را نمیگیرد.
قبل از هر خرید عمده، این کارها را انجام دهید:
یکی از رایجترین کلاهبرداریها این است که تأمینکنندهای وجود ندارد یا وجود دارد ولی نمایندهی جعلی دارد. اگر پیشپرداخت را به حساب شخصی میخواهند و شرکت ثبتشدهای در کار نیست، هشدار را جدی بگیرید.
فهرست زیر از رایجترین خطاهاست و بیشترشان هیچ ربطی به دانش تئوری تجارت ندارند:
هزینه شروع به سه بخش تقسیم میشود: هزینههای رسمی کارت (شامل حق عضویت و هزینههای اتاق)، هزینههای آمادهسازی (محل فعالیت، دفاتر، حساب بانکی) و سرمایه معاملاتی. عدد اول و دوم قابلاستعلاماند، اما عدد سوم را خودتان تعیین میکنید و بهترین توصیه این است که با محمولهای شروع کنید که ضرر احتمالیاش بقای کسبوکار شما را تهدید نکند.
درباره زمان، از ثبت درخواست تا صدور کارت به سرعت رفع نقصها و استعلامها بستگی دارد. کسی که مدارکش کامل است و سابقه مالیاتی و بانکیاش تمیز است، خیلی سریعتر از کسی که باید نقص رفع کند به کارت میرسد.
برای فعالیت تجاری مستمر، خیر. کارت بازرگانی الزام قانونی است. مسیرهای محدودی مثل واردات بدون انتقال ارز یا مسافری تابع ضوابط جداگانهاند، اما اینها بازرگانی حرفهای محسوب نمیشوند.
خیر. شخص حقیقی هم میتواند کارت بگیرد. شرکت وقتی منطقی است که شریک یا سرمایهگذار دارید یا میخواهید فعالیت را از دارایی شخصی جدا کنید.
کارمندان تماموقت دستگاههای دولتی نمیتوانند کارت بازرگانی بگیرند. برای وضعیتهای خاص (بازنشسته، پارهوقت، مرخصی) باید از اتاق بازرگانی استعلام رسمی کنید.
مدت اعتبار بسته به نوع فعالیت و سابقه بین یک تا پنج سال است و باید در سررسید تمدید شود. عضویت سالانه در اتاق هم باید فعال بماند.
کالای «بهترین» وجود ندارد. کالای مناسب کالایی است که بازارش را میشناسید، تأمینکنندهاش را راستیآزمایی کردهاید و قانونی است. کالایی که از آن سررشته دارید، به کالای مد روز ارجحیت دارد.
بازرگان شدن از دانستن یک ترتیب ساده شروع میشود: بازار و کالا، کارت بازرگانی، پیشنیازهای اجرایی، و بعد یادگیری فنی معامله. بیشتر شکستها در گام اول و آخر رخ میدهد. بعضیها کالا را بدون محاسبه انتخاب میکنند و بعضیها بدون دانستن اینکوترمز، اسناد و ترخیص وارد معامله میشوند. اگر این دو را جدی بگیرید، بقیه مسیر قابل مدیریت است.
نظر شما درباره این مطلب
نام شما : *
ایمیل شما :
نظر شما : *
نظرات کاربران
مقالات مشابه