انتشار : شنبه 6 خرداد 1402
1226 بازدید
اینکوترمز (Incoterms) مجموعه قواعد استاندارد اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) است. این قواعد در یک معامله خرید و فروش مشخص میکنند خریدار و فروشنده هرکدام چه کاری باید انجام دهند، مثلاً چه کسی حمل، بیمه، اسناد حمل و مجوزهای صادرات و واردات را تأمین میکند، و ریسک کالا کجا از فروشنده به خریدار منتقل میشود. نسخه جاری اینکوترمز ۲۰۲۰ است و ۱۱ قاعده دارد.
برای بازرگان ایرانی، اینکوترمز فقط یک جدول بینالمللی نیست و با سه مقررات داخلی تعامل دارد: قاعده ارزشگذاری گمرکی در ماده ۱۴ قانون امور گمرکی، الزام بیمهنامه ایرانی که بانک مرکزی در ۱۴۰۵ اعلام کرده، و شرط اینکه چه کسی اجازه اظهار کالا را دارد. هر سه در این مقاله با منبع آمدهاند. اطلاعات تا ۱۹ مهر ۱۴۰۵ بررسی شده است.
اینکوترمز سه چیز را تعیین میکند: نقطه و لحظه تحویل، نقطه انتقال ریسک، و تقسیم وظایف و هزینههای حمل، بیمه و ترخیص. قیمت کالا، روش پرداخت، انتقال مالکیت، کیفیت کالا و موارد نقض قرارداد در حیطه اینکوترمز نیست و باید جداگانه در قرارداد فروش بیاید.
نتیجه عملی این جدول این است که جمله «معامله ما CIF است» فقط بخشی از قرارداد را میبندد. اگر پرداخت، مالکیت و داوری در بندهای جدا نیاید، اینکوترمز جای خالی آنها را پر نمیکند. طرفین هم میتوانند نسخهای را انتخاب کنند. ارجاع به نسخه قدیمیتر در قرارداد در صورت توافق دو طرف ممکن است، و به همین دلیل سال نسخه باید صریح نوشته شود.
اینکوترمز ۲۰۲۰ یازده قاعده دارد. هفت قاعده برای هر نوع حمل (EXW، FCA، CPT، CIP، DAP، DPU، DDP) و چهار قاعده فقط برای حمل دریایی و آبراههای داخلی (FAS، FOB، CFR، CIF) است. قواعد به چهار گروه E (تنها EXW)، F (FCA، FAS، FOB)، C (CPT، CIP، CFR، CIF) و D (DAP، DPU، DDP) تقسیم میشوند.
درباره قواعد D در ستونهای صادرات و واردات، ICC Academy تصریح میکند در DAP و DPU فروشنده تشریفات صادرات و ترانزیت را انجام میدهد و خریدار واردات را، ولی در DDP فروشنده همه تشریفات از جمله واردات را برعهده دارد. در گروه C نکتهای هست که اغلب نادیده گرفته میشود: در این گروه فروشنده حمل اصلی را میخرد، اما ریسک در مبدأ و هنگام بارگیری به خریدار منتقل میشود. پس در CIF فروشنده کرایه و بیمه را میپردازد، ولی اگر کالا در میانه راه آسیب ببیند، ریسک آن با خریدار است.
چهار قاعده دریایی (FAS، FOB، CFR، CIF) فقط برای محمولهای است که ریسک آن در بندر دریایی یا بندر آبراه داخلی منتقل میشود. این قواعد بهصراحت فقط برای حمل دریایی و آبراه داخلی کاربرد دارند. برای کانتینر، حمل هوایی و حمل ترکیبی، قواعد FCA، CPT، CIP، DAP، DPU و DDP مناسبتر است. طبق راهنمای ICC که در منابع بررسیشده نقل شده، برای کانتینر، حمل هوایی و چندوجهی FCA یا CPT و CIP توصیه میشود.
دلیلش منطقی است: در کانتینر، کالا معمولاً پیش از بارگیری روی کشتی در ترمینال به حملکننده تحویل میشود. قاعده FOB ریسک را در لحظه قرار گرفتن روی عرشه منتقل میکند و با این روال همخوانی ندارد. استفاده از FOB برای کانتینر و نوشتن مواردی مثل «FOB کارخانه» یا «FOB فرودگاه» از خطاهای رایج است
مهمترین تغییر، تغییر نام DAT به DPU است. ICC اعلام کرد DAT فقط تغییر نام داده تا روشن شود محل تحویل میتواند هر مکانی غیر از ترمینال باشد، و در DPU فروشنده باید کالا را در محل توافقشده تخلیه کند. فهرست تغییرات:
نه. اینکوترمز ۲۰۲۶ وجود ندارد و نسخه معتبر همچنان اینکوترمز ۲۰۲۰ است. ICC نسخههای اخیر را هر ده سال یک بار بازنگری کرده (۲۰۰۰، ۲۰۱۰، ۲۰۲۰) و بازنگری بعدی حدود ۲۰۳۰ انتظار میرود. ICC تاریخ رسمی برای نسخه بعدی اعلام نکرده است. پس هر قرارداد یا پیشفاکتوری که «Incoterms 2026» نوشته باشد، به متنی ارجاع میدهد که منتشر نشده و باید اصلاح شود.
نوع اینکوترمز مبنای ارزش گمرکی واردات را تغییر نمیدهد. طبق ماده ۱۴ قانون امور گمرکی، ارزش گمرکی کالای ورودی در همه موارد برابر بهای خرید در مبدأ بهاضافه بیمه و حمل (سیف) و سایر هزینههای متعلق به کالا تا اولین دفتر گمرکی است. این ارزش از روی سیاهه خرید یا سایر اسناد صاحب کالا و بر اساس نرخ ارز بانک مرکزی در روز اظهار تعیین میشود. حقوق گمرکی ۴ درصد ارزش گمرکی است و سود بازرگانی که هیئت وزیران تعیین میکند به آن اضافه میشود.
پس خرید FOB گمرک را از دریافت حقوق ورودی روی کرایه و بیمه معاف نمیکند. فقط تعیین میکند چه کسی این هزینهها را میپردازد و سند آنها را تهیه میکند. اگر سند قابل قبول نباشد، گمرک ارزش را با روشهای جایگزین، مثل سوابق ترخیص کالای مثل یا مشابه، تعیین میکند.
اگر همین کالا CIF خریداری میشد و فاکتور مجموع ۱۰۸٬۵۰۰ را نشان میداد، مبنا همین عدد میماند. در ثبت پرونده در سامانه جامع تجارت هم همین ساختار دیده میشود: مبلغ کل پیشفاکتور برابر مجموع مبالغ FOB کالا، هزینه حمل و سایر هزینهها منهای تخفیف محاسبه میشود. بنابراین در پیشفاکتور FOB باید کرایه و هزینههای دیگر جدا و شفاف ذکر شود تا مبنا قابل اثبات باشد.
بانک مرکزی ارائه بیمهنامه معتبر از شرکتهای بیمه مجاز ایرانی را برای همه کالاهای وارداتی الزامی کرده است. طبق گزارش تسنیم از بخشنامه بانک مرکزی، ارائه بیمهنامه باربری برای گشایش اعتبار اسنادی، ثبت بروات اسنادی و حوالههای ارزی الزامی است. این گزارشها حدود اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شد. بر اساس گزارش صدا و سیما از متن ابلاغیه، انحصاری برای انتخاب بیمهگر وجود ندارد و همه شرکتهای دارای مجوز بیمه مرکزی میتوانند بیمه باربری وارداتی ارائه کنند.
این الزام اینکوترمز را عملاً وارد معادله میکند، چون در CIF و CIP بیمه با فروشنده است. اینکه بیمهنامه فروشنده خارجی در این قواعد چگونه با شرط بانک مرکزی تطبیق داده میشود، در منابع بررسیشده توضیح داده نشده است. این بخش تحلیل ماست، نه متن رسمی: پیش از بستن قرارداد از بانک عامل بپرسید چه بیمهنامهای پذیرفته میشود. استعلام قیمت را هم با قواعدی بگیرید که بیمه در آنها با خریدار است (FOB، FCA، CFR، CPT)، تا تفاوت قیمت در مقایسه شفاف بماند.
برای اجرا هم دو نکته ثبت شده است. صدور بیمهنامه باربری برای کالاهای دارای شناسه کالا از مسیر سامانه جامع تجارت انجام میشود. در فرم درخواست بیمهنامه در این سامانه، همزمان نمیتوان هم «هزینه حمل» و هم «درصد کرایه حمل» را پر کرد؛ باید یکی را وارد کنید. برخی فعالان اقتصادی هم هشدار دادهاند که اجرای سختگیرانه بدون آمادهسازی زیرساخت ممکن است تأمین بیمهنامه و ترخیص را کند کند. مهلت دقیق اجرای این الزام برای کالاهای ترخیصشده را در منابع بررسیشده تأیید نکردم.
اظهارکننده باید صاحب کالا یا نماینده قانونی او باشد. طبق ماده ۳۹ قانون امور گمرکی، اظهارکننده صاحب کالا یا نماینده قانونی او است و صاحب کالا مسئول صحت مندرجات اظهارنامه و اسناد تسلیمی به گمرک است. اگر صاحب کالا شخص حقیقی باشد، اظهار فقط از طریق خودش یا کارگزار گمرکی دارای وکالتنامه رسمی و کارت کارگزار معتبر پذیرفته میشود؛ برای شخص حقوقی نیز تنظیمکننده غیر از صاحب کالا باید وکالت رسمی و معرفینامه داشته باشد.
از مقایسه این شرط با قاعده DDP که فروشنده را موظف به انجام تشریفات واردات میکند، چند نتیجه میگیریم. این نتیجهگیریها تحلیل ماست و منبع رسمی مستقلی برای آنها پیدا نکردم:
فروشنده خارجی بدون نماینده قانونی در ایران نمیتواند اظهارکننده باشد، پس DDP در واردات به ایران بدون هماهنگی با یک کارگزار یا نماینده رسمی عملی نیست.
در EXW، تشریفات صادرات با خریدار است. برای صادرات از ایران این وضع با شرط اظهار توسط صاحب کالا یا نماینده قانونی تعارض دارد، و FCA که در آن فروشنده تشریفات صادرات را انجام میدهد گزینه کمتعارضتری است.
در DAP و DPU واردات با خریدار است، و این با ساختار اظهار در ایران سازگارتر است.
اسناد پیوست اظهارنامه در ماده ۵۸ آییننامه اجرایی قانون امور گمرکی فهرست شده است. برای کالای ورودی شامل اسناد خرید، اسناد حمل (یا تصویر تصدیقشده آن)، ترخیصیه، قبض انبار، مجوزها و گواهیهای لازم، اسناد بانکی (در ورود از طریق نظام بانکی)، گواهی مبدأ و صورت عدلبندی (در صورت یکنواخت نبودن کالا) است. برای کالای صادراتی نیز قبض انبار (در صورت تحویل به انبار گمرکی)، سیاهه فروش (فاکتور)، فهرست عدلبندی (در صورت یکنواخت نبودن کالا) و گواهیها و مجوزهای قانونی در صورت شمول لازم است.
از آنجا که مسئولیت صحت این اسناد با صاحب کالاست، شرط تحویل باید در همه آنها یکسان باشد. یک نکته عملی (نه متن قانون): در قواعد گروه C، فروشنده کرایه را پرداخته است و سند حمل معمولاً باید همین را نشان دهد. تناقض بین فاکتور CIF و سند حمل میتواند در بررسی اسناد مشکل ایجاد کند.
فرمول درست سه جزء دارد: نام قاعده، محل یا بندر نامبرده، و نسخه اینکوترمز. برای نمونه «CIF Hamburg (Incoterms 2020)» تا هیچ ابهامی درباره مجموعه قواعد حاکم باقی نماند. نمونههای درست و نادرست:
دلیل حقوقی این دقت هم هست. ماده ۲۲۴ قانون مدنی الفاظ عقود را بر معانی عرفی حمل میکند و ماده ۲۲۵ امر متعارف در عرف را که عقد بدون تصریح هم به آن منصرف است، به منزله ذکر در عقد میداند. یعنی اگر نسخه و محل نوشته نشود، تفسیر عرف مبنای داوری میشود، که پیشبینی نتیجهاش دشوار است.
نه. اینکوترمز قانون مصوب مجلس نیست و مجموعه قواعد ICC است که با ذکر در قرارداد به آن ارجاع میدهید.
در منابع بررسیشده آمار رسمی استفاده در ایران پیدا نکردم. از نظر منطق حمل، FOB و CIF برای محموله دریایی غیرکانتینری و FCA، CPT و CIP برای کانتینر و حمل هوایی و ترکیبی رایجاند.
در FOB تحویل و انتقال ریسک روی عرشه کشتی است. در FCA تحویل به حملکننده در محل مشخصشده انجام میشود، و FCA در ۲۰۲۰ گزینه بارنامه روی عرشه هم دارد.
خیر. روش پرداخت و انتقال مالکیت باید جداگانه در قرارداد بیاید.
خیر. ICC نسخه جدیدی منتشر نکرده و نسخه معتبر ۲۰۲۰ است.
خیر. طبق ماده ۱۴ قانون امور گمرکی، مبنا سیف است و حمل و بیمه به آن اضافه میشود.
نظر شما درباره این مطلب
نام شما : * تکمیل شود
ایمیل شما :
نظر شما : * این قسمت نباید خالی باشد
نظرات کاربران
مقالات مشابه