انتشار : سه شنبه 30 تیر 1405
4 بازدید
اینکوترمز ۲۰۲۰ (Incoterms 2020) مجموعه ۱۱ قاعده استاندارد بینالمللی است که توسط اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) تنظیم شده و وظایف، هزینهها و مرز دقیق انتقال ریسک بین خریدار و فروشنده را در تجارت جهانی مشخص میکند. این قواعد به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
۱. قواعد مخصوص تمامی روشهای حمل و نقل (EXW, FCA, CPT, CIP, DAP, DPU, DDP) و ۲. قواعد مخصوص حملونقل دریایی و آبهای داخلی (FAS, FOB, CFR, CIF). مهمترین آپدیتهای نسخه ۲۰۲۰ شامل جایگزینی اصطلاح DAT با DPU (تحویل در محل بهصورت تخلیهشده) و افزایش سطح پوشش استاندارد بیمه در قاعده CIP به کلاس A است. در تجارت ایران، به دلیل نوسانات ارزی و شرایط تحریمی، تجار برای کاهش ریسک ترخیص در گمرکاتی نظیر بندرعباس، بیشتر از قواعد FCA یا FOB استفاده میکنند تا کنترل کاملتری روی شرکتهای حملونقل، هزینههای بیمه و سامانه جامع تجارت داشته باشند.
برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به دوره آموزش اینکوترمز 2020 مرکز آموزش بازرگانی فارس سر بزنید
در دنیای پیچیده صادرات و واردات، هیچچیز ترسناکتر از گیر کردن بار در گمرک یا بروز خسارتهای چند هزار دلاری در مسیر حمل نیست. وقتی یک کانتینر در میانه اقیانوس دچار حادثه میشود یا در گمرک مقصد به دلیل نقص مدارک متوقف میگردد، اولین سوالی که مطرح میشود این است: «مسئولیت پرداخت هزینهها و جبران خسارت با چه کسی است؟» اینجاست که معجزه قواعد اینکوترمز ۲۰۲۰ (Incoterms 2020) به چشم میآید.
در این مقاله کاملا تخصصی و سئوشده، صفر تا صد قوانین اینکوترمز ۲۰۲۰ را با زبانی ساده، بههمراه جداول تفکیکی دقیق و مثالهای کاملا واقعی از گمرکات ایران بررسی میکنیم. اگر میخواهید در مذاکرات بینالمللی دست بالا را داشته باشید، این راهنمای جامع برای شماست.
کلمه Incoterms مخفف عبارات International Commercial Terms (اصطلاحات بازرگانی بینالمللی) است. این قواعد زبانی مشترک میان تجار سراسر جهان ایجاد میکنند تا سوءتفاهمهای ناشی از تفاوت قوانین کشورها به حداقل برسد. با این حال، بزرگترین اشتباه تجار تازهکار این است که فکر میکنند اینکوترمز همه چیز را پوشش میدهد.
اتاق بازرگانی بینالمللی هر ۱۰ سال یکبار این قواعد را بهروزرسانی میکند. در نسخه ۲۰۲۰، تغییرات بسیار هوشمندانهای برای رفع ابهامات زنجیره تامین اعمال شد:
قواعد اینکوترمز به دو دسته اصلی بر اساس روش حمل و نقل تقسیم میشوند. انتخاب اشتباه بین این دو گروه میتواند تبعات حقوقی سنگینی داشته باشد.
این ۷ قاعده برای حمل جادهای، ریلی، هوایی و حتی ترکیبی (مثلا کامیون + کشتی) کاربرد دارند.
در این قاعده، خریدار بیشترین مسئولیت را دارد. فروشنده فقط کالا را در انبار یا کارخانه خود آماده میکند. هزینههای بارگیری، حمل تا گمرک مبدا، ترخیص صادراتی و حمل بینالمللی تماما بر عهده خریدار است.
مثال واقعی: شما یک دستگاه تراش CNC به ارزش ۲۵,۰۰۰ دلار از کارخانهای در شنژن چین خریداری میکنید. با قرارداد EXW، شما باید یک شرکت حمل (فورواردر) هماهنگ کنید تا کامیون به درب کارخانه در شنژن برود، بار را تحویل بگیرد، به بندر شانگهای ببرد، هزینههای ترخیص صادراتی چین را بدهد و سپس بار را به بندرعباس ارسال کند.
فروشنده وظیفه دارد کالا را ترخیص صادراتی کرده و در محل مقرر (مثلا دفتر شرکت حمل در کشور مبدا) تحویل دهد. از لحظه تحویل به متصدی حمل، تمام ریسکها و هزینهها به خریدار منتقل میشود. این بهترین و امنترین روش برای واردکنندگان ایرانی است.
فروشنده هزینه حمل تا مقصد نهایی را پرداخت میکند، اما ریسک کالا از همان لحظهای که در مبدا تحویل اولین متصدی حمل میشود، به خریدار منتقل میگردد.
نکته سئو و طلایی: خریدار باید خودش کالا را بیمه کند، زیرا اگر کالا در مسیر آسیب ببیند، فروشنده پولی بابت حمل گرفته اما مسئولیتی در قبال سلامت کالا ندارد
دقیقا مانند CPT است، با این تفاوت که فروشنده مجبور است بالاترین سطح بیمه (کلاس A) را روی بار اعمال کند.
فروشنده کالا را در محل تعیین شده در کشور مقصد (مثلا انبار شما در شورآباد تهران) روی وسیله نقلیه و آماده تخلیه تحویل میدهد. هزینههای ترخیص وارداتی و عوارض گمرکی با خریدار است.
تنها قاعدهای است که فروشنده در آن وظیفه تخلیه بار در مقصد را بر عهده دارد.
مثال واقعی: واردات ۵ تن مواد اولیه دارویی از آلمان به فرودگاه امام خمینی. اگر قرارداد DPU باشد، فروشنده آلمانی باید هزینه لیفتراک و کارگر برای تخلیه بار از هواپیما و انتقال به انبار گمرک فرودگاه را بپردازد.
بهشت خریداران و جهنم فروشندگان! در DDP، فروشنده کالا را ترخیص شده، با پرداخت تمام حقوق و عوارض گمرکی مقصد، در انبار خریدار تحویل میدهد. به دلیل قوانین سختگیرانه سامانه EPL و کارت بازرگانی در ایران، استفاده از DDP برای فروشنده خارجی عملا غیرممکن است.
این ۴ ترم صرفا زمانی استفاده میشوند که کالا مستقیما از بندر مبدا به بندر مقصد با کشتی جابجا شود. برای کالاهایی که با کانتینر حمل میشوند، ICC توصیه میکند بهجای این قواعد از گروه اول (مثل FCA یا CIP) استفاده شود.
فروشنده کالا را ترخیص صادراتی کرده و در اسکله، دقیقا کنار کشتیِ رزرو شده توسط خریدار قرار میدهد.
یکی از پرکاربردترین اصطلاحات در ایران. ریسک کالا زمانی منتقل میشود که کالا کاملا روی عرشه کشتی قرار گیرد. هزینههای بارگیری در بندر مبدا با فروشنده و هزینه کرایه کشتی، بیمه و تخلیه در مقصد با خریدار است.
فروشنده هزینه حمل با کشتی تا بندر مقصد را پرداخت میکند. اما ریسک بارگیری به محض قرار گرفتن کالا روی کشتی در مبدا به خریدار منتقل میشود.
دقیقا مانند CFR است، اما فروشنده موظف است بیمه دریایی (معمولا با حداقل پوشش کلاس C) را تهیه کند.
مثال واقعی: واردات ۲۰ تن کود شیمیایی از هند به بندر شهید رجایی. فروشنده هندی با دریافت ۴۲,۰۰۰ دلار (شامل ۳۸,۰۰۰ دلار قیمت کالا + ۳,۰۰۰ دلار کرایه کشتی + ۱,۰۰۰ دلار هزینه بیمه)، بار را تا بندرعباس حمل میکند. اما اگر کشتی در اقیانوس غرق شود، خریدار ایرانی باید شخصا با شرکت بیمه (که توسط هندیها انتخاب شده) برای دریافت خسارت مذاکره کند که کاری به شدت دشوار است.
برای درک سریع و در یک نگاه، تمام ۱۱ ترم را در جدول زیر با جزئیات واقعی بررسی کردهایم. (علامت ✅ به معنای مسئولیت فروشنده و ❌ به معنای مسئولیت خریدار است).
موفقیت در تجارت بینالملل تنها به حفظ کردن جدول اینکوترمز محدود نمیشود. توجه به آموزش تیم بازرگانی و زیرساختهای سیستمی سازمان، تفاوت بین یک شرکت سودآور و شرکتی در آستانه ورشکستگی را رقم میزند.
در پروسههای واردات، تسلط بر سامانه نیما، درک پیچیدگیهای ثبت سفارش در سامانه جامع تجارت و همچنین شفافیت مالی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. پیشنهاد ما این است که تمام مدیران خرید خارجی در کنار یادگیری اینکوترمز، اقدام به گذراندن دوره مبارزه با پولشویی نمایند. آگاهی از الزامات این دوره تخصصی، از بلوکه شدن حسابهای ارزی شرکت و ایجاد مشکلات حقوقی در تراکنشهای مالی با صرافیهای بینالمللی جلوگیری میکند.
امروزه اکثر شرکتهای بازرگانی و پلتفرمهای واسط، بر بستر وب فعالیت میکنند. امنیت اسناد تجاری (نظیر پروفرما اینویس، بارنامهها و قراردادهای بر پایه اینکوترمز) که بین شما و تامینکنندگان رد و بدل میشود، نباید به خطر بیفتد. مدیران سایتها باید در سریعترین زمان ممکن، هماهنگیهای لازم با پشتیبان فنی جهت SSL و CDN را به انجام برسانند تا بستر ارتباطی رمزنگاری شده و سرعت دسترسی کاربران تجاری تضمین شود.
در قواعدی مانند CIF یا CIP، فروشنده خارجی شرکت بیمه را انتخاب میکند. در زمان بروز خسارت، شرکت بیمه خارجی به دلیل تحریمهای بانکی، امکان پرداخت مستقیم وجه خسارت به حسابهای ایرانی را ندارد. بنابراین، متخصصان سئو و مشاوران بازرگانی همواره به شرکتها پیشنهاد میکنند کالا را بهصورت FOB یا FCA خریداری کنند و شخصا در ایران از طریق شرکتهای بیمه داخلی، اقدام به صدور بیمهنامه باربری با ارز تخصیصی نمایند.
خیر، الزام قانونی برای استفاده از آن وجود ندارد. اما استفاده از آن ابهامات متن قرارداد را به شدت کاهش میدهد. کافی است بنویسید: FCA Shanghai Port, Incoterms 2020.
قاعده FOB منحصرا برای زمانی است که کالا بدون کانتینر روی عرشه کشتی قرار میگیرد. اما FCA برای زمانی است که شما کانتینر را در یک محوطه کانتینری (CY) یا به یک متصدی حمل ریلی/جادهای تحویل میدهید. در دنیای مدرن امروز که ۹۰٪ بارها کانتینری است، استفاده از FCA بسیار اصولیتر از FOB است.
هیچ راهکاری! اینکوترمز جریمههای دیرکرد، نقض قرارداد یا شرایط فورسماژور را تعیین نمیکند. شما باید بند جداگانهای به نام Penalty Clause (جریمه دیرکرد) در قرارداد بیع بینالمللی خود بگنجانید.
مقاله اینکوترمز ۲۰۲۰ با بهرهگیری از جدیدترین آپدیتهای اتاق بازرگانی بینالمللی و بررسی چالشهای بومی گمرکات ایران تدوین شده است تا به عنوان یک رفرنس جامع برای متخصصین تجارت و بازاریابی در اختیار شما قرار گیرد.
نظر شما درباره این مطلب
نام شما : * تکمیل شود
ایمیل شما :
نظر شما : * این قسمت نباید خالی باشد
نظرات کاربران
مقالات مشابه